خرید بک لینک
بازهم در کافه ای اشنا نشسته ام.صدای اهنگ...چه زیباست اندوه تو...چای لبریز در فنجان که بوی تلخی سرد بودنش مشامم را به اغوش کشیده...پاکت سیگار دایم چشمک می زند و این سینه را حکم معدومی می زند.وبازهم صدای اهنگ...وای که این واژه ها...ملکه ذهنم شده.دخترو پسری رو به روی هم مشق عشق می کنند و صندلی ها التماس نماندن.اخر این صندلی ها خاطره ها در وجودشان جاریست. مرا خوب می شناسند.زندگی ام با وجودشان عجیب گره خورده.اهای مردم پشت شیشه همانجا بمانید در کافه ذهن من فقط صندلی های خالی معنا دارد.تنهایی ذهن عجیب نعمتی است ادم را وادار به تکرار می کند.وبازهم صدای اهنگ...چه زیباست اندوه تو...صندلی ها هم از برشده اند دیگر.بی دل که پا به این جا می گذارد خود را جمع وجور می کنند مبادا تنها نیامده باشم.اما چه می دانند بی دل تنهایی را به تمام جمع های دونفره ترجیح می دهد. بی دل

برچسب: صندلی های اداری,صندلی های نیلپر,صندلی های مدرن,صندلی های ماساژور,صندلی هامون,صندلی های اداری نیلپر,صندلی های فانتزی,صندلی های راحتی,صندلی های عجیب,صندلی های راحتیران, نویسنده: پرنیا اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:21

دل به عبور از این ثانیه ها می سپارم تا شاید ان راه نمایان شود.ای استاد بس کن,کم پرو بال به بحث هایت بده.بی دل در پی جاودانگیست...نه,نه کمی صبر کنید,باز قضاوت کردید؟جاودانگی در نوشته هایم را می گویم نه در زمان.ای اب حیات اساطیر زمین که همواره سرابی بیش نبوده ای,من به حیات در نوشته هایم خواهم رسید یا شاید اصلا رسیده ام.من نوشته هایم را زندگی خواهم کرد برای هزارمین بار,اما نخواهم گذاشت غبار روی طاقچه کلماتم زبان درازی کند.ای نویسنده بنویس از درد هایم از درمان های ناتمام از دست فشرده روزگار برچشم هایم نه, بر گلویم.استاد هنوز هم کم نیاورده,انگار قصد جان نوشته هایم را دارد.من به دنبال جاودانگی ام...اشتباه نکن...راهی از دور مرا می خواند. بی دل

برچسب: جاودانگی,جاودانگی میلان کوندرا,جاودانگی انسان,جاودانگی قرآن,جاودانگی کوندرا,جاودانگی عشق,جاودانگی,کوچ,جاودانگی روح,جاودانگی در جهنم,جاودانگی دین اسلام, نویسنده: پرنیا اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:20

درست وقتی شروع به چیدن کلمات با این موضوع می کنم تمام ناامیدی های روزگار بر سرم میریزند و باغ امید مرا سرما فرا می گیرد.اما چه کنیم گاهی اوقات یک امید درقالب یک روح با بوی عطر رضوانی اش گرما را باتمام توانش به گلزارم برمیگرداند.ای روح اشنا در ذهنم که تمام بدبیاری های مرا تسکینی مرا ببخش که درخشش پر نور تورا با چشم دل نمی بینم.اخر خودت میدانی من بی دلم.وای از زمانی که دست های مرده ام را با وجود زمینی ات گرم می کنی و بی دل هزار دل می شود.هزار تکه از شیشه دلم با طعم سوزان لبانت بال و پر باز می کنند و به شوق کام عمیق تر از ان لعل اتشینت پرواز می کنند.ای روح زمینی

برچسب: امید,امید, و همسرش,امید من,امید منوچهریان,امید منصوری,امید منصورنیا,امید, 1,امید منوچهری,امید من وتو بیوگرافی,امید من تو, نویسنده: پرنیا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 13:48

دوستان عزیزی که بسیار لطف دارید به بنده و واقعا لطفتون قابل جبران نیست و همیشه در سدد جبران الطاف گرم شما خواهم بود,ممنون میشم نظرتون رو دررابطه با متن نوشته شده در قسمت درباره وبلاگ بنویسید.بسیار مشتاق دیدن نظراتتون هستم.

خاک پای همتون.

بی دل

برچسب: نظرية التطور,نظر,نظرية المؤامرة,نظرية عمتي,نظریه تکامل,نظریه ریسمان,نظرية فيثاغورس,نظریه نسبیت,نظرة فابتسامة,نظرية الانفجار العظيم, نویسنده: پرنیا اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 19:04

صفحه بندی